تبلیغات
×ناامیدی ممنوع× - سبب منم که میشکنم×

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


×ناامیدی ممنوع×
ترنسکشوال
نوشته شده در تاریخ 1390/02/28 توسط میعاد

چه سان گویمــ حدیث قلب رنجورمــ ؟

تو میفهمی ؟ تو میفهمی چه میگویمــ؟

نمی دانی ! چه میدانی که آخر چیست منظورمــ !

تن من لاشه درد است و من زندانی زورمــ

چه گویمــ ، آه ، من زندانیه گورمــ

چه میپرسی تو از حالمــ ؟ چه میخواهی تو از جانمــ ؟

سکوتمــ ، ناله امــ ، اشک نیازمــ ، آه ، چیستمــ من ؟ کیستمــ من ؟ نمیدانمــ !!!

نمی دانی ! چه میدانی که آخر چیست منظورمــ !

اسیرمــ من

اسیر تیره چال مرگ دهشتزا

غریبمــ من

غریبه با خود و احساس انسانها

کنون ای رهگذر ... در این ظلمت در این رخوت در این بیزاری و نکبت

به جای گریه بر حالمــ ... برو ، بگذر

که من بستمــ سخن از لب

شنیدمــ ناله ی ذهنت

شنیدمــ ناله ی پلکت

به جای گریه بر حالمــ ... برو ، بگذر

الـــآ ای رهگذر بگـــ ــــــذر

 

 





طبقه بندی:
.: Weblog Themes By Pichak :.


جاوا اسكریپت

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک