طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


×ناامیدی ممنوع×
ترنسکشوال

به نام خداوند یکتا

من کیستم؟ کسی که در هم شکسته است از برخوردهای مردم،مسئولان و حتی خانواده خود.

یک هم قبیله میگوید:<<خدا من را آفریده به آفریده خدا چه گونه خطا میجویید؟>>

آن دیگری انگار پسری است که به زور بر سن تئاتر،روپوش و مقنعه ای بر او پوشانده باشی-میگوید:<<هرجا میرویم و لب از لب می گشاییم،ما را با حیرت می نگرند و فراوان میگویند که پناه بر خدا،دوره آخرالزمان شده است !>>

 

بعد از بیست و پنج سال و مطالعه و درمان بیماران ترانس س/.ک/.س در ایران لازم میدانم برای  اولین بار اذهان عمومی را در مورد این بیماران روشن نموده و تجربیات خود را در اختیار همکاران پزشک و جامعه بگذارم.

یکی از دلایل نوشتن این مقاله صحبتها و نوشته های پراکنده ای است که گاه به گاه در روزنامه ها و یا هفته نامه ها درج میشود و متاسفانه غالبا از روی ناآشنائی و عدم آگاهی نسبت به این بیماری میباشد.بنابراین امیدوارم این مقاله کمکی باشد برای آگاهی بیشتر همکاران و آشنائی بیشتر مسئولان جامعه و خانواده ها و بطور کلی اجتماع در مورد این بیماران و این بیماری گردد تا انشاالله  با برخوردی مسئولانه تر و آگاهانه تر تصمیمات صحیح و به واقعیت علمی نزدیکتر در مورد ایشان گرفته شود .

چندین نکته انکار ناپذیر:

1)این بیماری(ترانس س/.ک/.س الیته یا روان دگرجسمانی):در تمام اجتماعات وجود دارد و تعداد بیماران ترانس س/.ک/.س در کلیه آمارهای ممالک در حدود چهار تا شش  در هر صدهزار تولد میباشد و این تعداد به هیچوجه بستگی به ملیت ، نژاد ، فرهنگ و تربیت گر اجتماعی ندارد و در تمام دنیا  این بیماران به همین نسبت وجود دارند  پس اولین نتیجه ایکه میتوان از این آمار گرفت آن است که منشاء این بیماری در طبیعت انسان است و مطالعات زیادی که در باره زندگی جنینی این افراد گردیده است نشان داده که خط سیر و ساختمان جنسیت این بیماران در طول رشد زندگی جنینی آنها دچار نا هماهنگی میگردد و این افراد بعد از تولد بطور واضح دارای یک جنسیت مسلم مغزی و روانی در یک جسم مخالف می باشند یا میتوان گفت روح و روان زندانی در یک جسم مخالف ،پس بناچار یک جدال مداوم روانی عمیق از طفولیت به وجود می آید که این افراد به هیچوجه جسم خود را نمی پذیرند و تا سرحد خودکشی پیش میروند.

2)از لحاظ فیریو پاتولوژی(منشاء این بیماری):نظریات علمی متعددی در این زمینه وجود دارد که متاسفانه تا کنون هیچکدام بطور قاطع اثبات نگردیده است .

در این بیماران هیچگونه اختلال و تغییر در کروموزنها و ترشحات هورمونی یا انومالی آناتومیک دیده نمیشود و تمام خصوصیات آناتومیک و فیزیولوژیکی جنس جسمانی خود را مطابق فرمول کروموزنهای XX یا XY دارند و هیچگونه مدارک آزمایشگاهی وجود ندارد که بشود این بیماری را شناسائی کرد با وجود اینکه انجام آزمایش آرتروگرافی سلکیتو این بیماران نشان داده است تغییراتی در ناحیه هیپوتالاموس آن وجود دارد بازهم نتوانسته است ملاک روشن و قاطعی در این مورد باشد . بنابراین نتیجه میگیریم که در حال حاضر این بیماری تشخیص مستند نداشته و برای احتراز از تشخیص اشتباهی در این بیماران می بایست با نهایت دقت و آگاهی از طرف روان پزشکی با تجربه و آشنا با این بیماری انجام پذیرد .

پس می بایست بیماران مشکوک به مبتلا بودن این بیماری را طی دوره های متعدد روانکاوی و روان درمانی قرار داده تا در صورت امکان درمان روانی گردند و جسم خود را بپذیرند و در صورت عدم موفقیت این دوره زمانی ، تشخیص ترانسک/.س/.والیته آنان مستعجل گردیده لذا می بایست از طریق روان پزشکان برای عمل جراحی به جراحان سپرده گردند تا جسم آنها تا حدی تبدیل به خواسته روان آنها گردد.   





طبقه بندی: «بیماری ترنس‌سكشوالیتی را بیشتر بشناسیم»،
برچسب ها: مقاله، دکتر میرجلالی، تغییر جنسیت، جراحی، روان درمانی، تی اس، ترنس، ترنسکشوال، ترانسکشول، ترانسکشوالیته، ترانسکشوالیتی، روان دگر جنس باور، دگرجنسی، روح و روان، عمل تغییر جنسیت، ترانسکشوال، ناامیدی ممنوع، هم قبیله ای،
نوشته شده در تاریخ 1390/01/23 توسط میعاد

سلام به همه دوستان و ممنون که نظر دادین

هنوز مقاله های علمی درباره ترنسکشوال دستم نیومده که براتون بذارم ولی قول میدم به زودی این کارو بکنم و امیدوارم استفاده کنید

خیلی به هم ریختم یعنی اینقدر عصبیم که نمیدونم باید چیکار کنم...ببینم اینجا کسی میدونه سیم آخر یعنی چی؟؟؟

یعنی عشق سابقتو بعد از بیشتر از 1سال ببینی و کل خاطراتت جلو چشمت مثل یه فیلم رد شه یه احساس خاص و پر از تنفر بهت دست بده

یعنی اونقدری به هم بریزی و عصبی شی که حرمت مادرتو واسه اولین بار تو عمرت بشکنی و هرچی از دهنت در میاد بهش بگی

یعنی پدرتو هر روز ببینی و احساس کنی خیلی وقته یتیمی

یعنی همه احساستو با فوش و بد و بیرا سرکوب کنی

یعنی از شنیدن دروغ و حرف مفت تو خودت بشکنی

یعنی....

الان که مینویسم حالم خرابه خیلی هم خرابه.دیگه حالم داره از خودم و همه کسایی که ادعای دوست داشتن میکنن به هم میخوره از خانواده گرفته تا .....!

داشتم فکر میکردم دیگه مثل سنگ شدم.هم مقاومم هم هیچ احساس زنده ای تو خودم پیدا نمیکنم!

دارم بی هدف پیش میرم.

یکتا درست میگفت این مرحله از زندگی سخت ترین مرحله هست و من دارم زیر بار این مرحله آخر له میشم.انتظار واسه اینکه زنگ بزنن و بگن دیگه وقتشه وقت آزادی...وقت یکی شدن با افکارت...وقت نشون دادن کلمه "میتونم" به این زندگی لعنتی و پر از درد!

نمیخوام کسی رو ناراحت کنم و امیدوارم خیلی فاز منفی نگرفته باشین چون تنها جایی که میتونستم خودمو خالی کنم اینجا بود

هرکسی به این وبلاگ سر بزنه و نظر بده خوشحالم کرده منم سر میزنم بهشون دنبال بالا رفتن آمار وبلاگم نیستم هرکی عشقش کشید نظر بده هرکی عشقش نکشید نظر نده.وبلاگو جایی تبلیغ نمیکنم اگر مطالب به درد شما خورده و احساس میکنید میتونه به کس دیگه ای هم کمک کنه آدرس وبلاگ رو بدید اگر نه...

این وبلاگ به کارش ادامه میده

دم همتون گرم

به امید آزادی

بای تا های

 





طبقه بندی:
برچسب ها: تی اس، ترنس، دستنوشته، ترنسکشوال، تراجنسیتی، TS، Trans، Transsexual،
.: Weblog Themes By Pichak :.


جاوا اسكریپت

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات